ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

9

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

منزل رسيده و تتمه در منزل صاين قلعه وارد شدند . ميرزاى وزير نيز عذرخواهى بسيار كرده بودند . آن شب نيز در آنجا استراحت و روز ديگر طلوع فجر از آنجا حركت و روانهء صاين‌قلعه كه سه فرسنگ است گرديده ، سه ساعت از روز گذشته وارد صاين‌قلعه شديم . بقيه غلامان شاهزادهء والاتبار از قزوين وارد و نوشته ميرزاى وزير را آورده بودند . آنها را نوازش بسيار نموده ، چادرى به‌جهة نشيمن آنها معين شد . بعد الماس بيك - تفنگچى « 1 » سركار شاهنشاهى كه محصل سيورسات بود با دو سه نفر آدم به قلعه رفته كه حسب الفرمان مبارك سيورسات گرفته باشند . اهل قلعه با يك نفر جلوداران پادشاهى منازعه و به همين دست‌آويز همگى آنها را مضروب ساخته ، آنها خود را از دست اهل قلعه رهانيده به چادر صاحبى ايلچى آمدند . و كيفيت را بيان كردند . چند نفر مأمور فرمودند رفته دو سه نفر از آنها را گرفته آوردند ، حكم به تنبيه آنها فرمودند . ريش‌سفيدان قلعه بعد از ملاحظهء اين عمل از در عجز برآمده و وارد خدمت صاحبى ايلچى گرديده ، عذر غلط رفتارى خود را خواسته ، سيورسات آوردند و آدمهاى خود را برداشته به مكان خود رفتند . چهار ساعت از شب گذشته از آنجا حركت و روانهء سلطانيه شديم ، كه مسافت آن چهار فرسنگ است . نيم‌ساعت از روز گذشته وارد سلطانيه و در چمن زير عمارات پادشاهى چادر برپا نموده ، توقف نموديم . چون مسموع شد كه ميرزا محمد تقى وزير سركار والاتبار شاهزادهء اعظم عبد الله ميرزاى صاحب‌اختيار خمسه كه شخص دانشمند كارآگاهى و به جميع صفات حسنه و كمالات صورى و معنوى آراسته و پيراسته مىباشد . عمارات شاهى آنجا را تعمير نموده بعد از ساعتى صاحبى ايلچى روانهء ميان عمارات گرديده ، به‌نظر دقت ملاحظهء آنجا را فرمودند . تازگى كلى بهمرسانيده بود . از آنجا معاودت به منزل [ كرده ] و رقعه‌اى به ميرزاى وزير قلمى نمودند ، و به مصحوب الماس بك تفنگچى ارسال زنجان داشتند . بعد از نيم ساعت جواب از ميرزا رسيد . مضمون اينكه شاهزادهء اعظم به عزم شكار از زنجان حركت و در دو فرسخى سلطانيه تشريف دارند و فردا كه روز پنجم شهر رجب است نزول اجلال به سلطانيه مىنمايند . شما بايد روز مذكور در آنجا توقف و فيض‌ياب حضور شاهزادهء والاتبار گرديده ، يوم بعد از آنجا روانه شويد . صاحبى ايلچيى نظر به شوق دريافت فيض حضور شاهزادهء اعظم آن روز را در آنجا توقف و طلوع صبح با سواران كه همراه بود سوار گرديده و به رسم استقبال به ركاب‌بوسى شاهزادهء اعظم رفتند . چون شاهزادهء والاتبار به شكار رفته بودند شرفياب نگرديده ، با ميرزاى وزير ملاقات و به‌اتفاق به منزل آمده ، در چادر ناهار صرف نمودند . ميرزاى وزير وعدهء ضيافت شب را خواسته به منزل خود رفتند . عصر اين روز شاهزادهء والاتبار معاودت از شكار فرموده صاحبى ايلچى را احضار و به حضور خود طلبيده ، به قدر دو سه ساعت اظهار لطف و شفقت فرمودند ، و اصرار فرمودند كه بسر من

--> ( 1 ) - اين عنوان خوانده نشد و قياسا تصحيح شد .